راهنمای استفاده از وبلاگ

این وبلاگ با هدف گردآوری مجموعه‌ای از اطلاعات درباره تاریخ روزنامه‌نگاری ایران راه‌اندازی شده است. به همین دلیل برای دیدن پست‌ها که از منابع گوناگون گرد آمده‌اند، لطفا بر روی کلیدواژه مورد نظر کلیک کنید. لینکهایی را که فکر میکنید به درد این وبلاگ میخورد پیام بگذارید یا به من ایمیل کنید

برچسب‌ها

کیهان (17) روزنامه اطلاعات (13) حمایت دولت (5) روزنامه ایران (5) انجمن صنفی روزنامه‌نگاران (4) حسین انتظامی (4) زن‌روز (4) محمود عسکریه (4) مرکز آموزش رسانه‌ها (4) بیمه روزنامه‌نگاران (3) دکتر مصباح‌زاده (3) روزنامه اعتماد (3) روزنامه همشهری (3) فریدون صدیقی (3) فصلنامه رسانه (3) مهدی فرقانی (3) هادی خانیکی (3) ابراهیم یزدی (2) احمد شهیدی (2) احمدرضا دریایی (2) اطلاعات هفتگی (2) انجمن اسلامی کیهان (2) بهروز بهزادی (2) جایزه پولیتزر (2) جلال رفیع (2) جهانگیر رزمی (2) دنیای اقتصاد (2) رحمان هاتفی (2) صدرالدین الهی (2) علی دهباشی (2) فصلنامه طاووس (2) ماهنامه کلک (2) مجله بخارا (2) مجله تماشا-سروش (2) محمد بلوری (2) محمد خاتمی (2) مهدی محسنیان‌راد (2) مینو بدیعی (2) کیهان بچه‌ها (2) کیهان لندن (2) آدینه (1) آذری قمی (1) آگهی دولتی (1) احمد احرار (1) احمد توکلی (1) احمد نیکخواه (1) احمدشاملو (1) اطلاعات ماهانه (1) امیر طاهری (1) امیر محبیان (1) ايران سال (1) ایران‌جوان (1) بدرالسادات مفیدی (1) بیژن نفیسی (1) توس (1) جامعه (1) حاج سیدجوادی (1) حسین الهامی (1) حسین توفیق (1) حسین عبده تبریزی (1) خبرگزاری جمهوری اسلامی (1) خبرگزاری پارس (1) خرداد (1) خصوصی‌سازی (1) داریوش همایون (1) دانشکده علوم ارتباطات (1) دفتر دانش (1) دنیای تصویر (1) دنیای سخن (1) رخ صفت (1) رضا تهرانی (1) روزنامه آسمان (1) روزنامه آیندگان (1) روزنامه جام‌جم (1) روزنامه جمهوریت (1) روزنامه رسالت (1) روزنامه سرمایه (1) روزنامه شرق (1) روزنامه قانون (1) سندیکای روزنامه‌نگاران، (1) سپاه پاسداران (1) سید فرید قاسمی (1) سیروس علی‌نژاد (1) شاهچراغی (1) شرق (1) شمس آل احمد (1) شمس‌ الواعظین (1) ضمیمه همشهری (1) عباس مسعودی (1) عباس‌عاقلی‌زاده (1) علی اشغر شیرزادی (1) علی اصغر محکی (1) علی شعبانی (1) علی معلم (1) علی میرزاخانی (1) علیرضا بختیاری (1) عمادالدین باقی (1) عکاسی مطبوعاتی (1) فتح (1) فرزانه روستایی (1) فریدون وردی‌نژاد (1) فصلنامه سیمیا (1) فیض‌الله عرب‌سرخی (1) كتاب هفته (1) ماهنامه آرش (1) ماهنامه آیین (1) ماهنامه تدبیر (1) مجله سپیده و سیاه (1) مجله فیلم (1) مجله گردون (1) مجید دوامی (1) محمد باقر صدری (1) محمد قوچانی (1) محمد مسعود (1) مرتضی نبوی (1) مرد امروز (1) مردامروز (1) مریم زندی (1) مسعود برزین (1) مسعود محرابی (1) مسعود مهاجر (1) مصباح‌زاده (1) منوچهرآتشی (1) مهدی سحابی (1) نامه فرهنگ (1) نش ادیب (1) نش ایرانشهر (1) نش خوشه (1) نش کتاب هفته (1) نش کتاب‌جمعه (1) نشریه توفیق (1) نشریه فردوسی (1) نظام‌الدین موسوی (1) هفته نامه آینه (1) هفته نامه جنبش (1) هفته نامه هدف (1) هفته‌نامه 9دی (1) هفته‌نامه روشنفکر (1) هفته‌نامه نیمروز (1) هفته‌نامه‌حوادث (1) همشهری (1) هموطن سلام (1) هوشنگ اسدی (1) هوشنگ پورشریعتی (1) هوشنگ گلمکانی (1) وزارت ارشاد (1) پرویز صداقت (1) کاظم انبارلویی (1) کامبیز درم‌بخش (1) کاوه‌دهگان (1) کوروس بابایی (1) کیهان انگلیسی (1) کیهان فرهنگی (1) کیهان ورزشی (1) کیوان سپهر (1) گیلدا ملکی (1)

۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه

درباره هوشنگ پورشریعتی

هوشنگ پورشريعتی، آخرين مديرعامل خبرگزاری پارس در دوران قبل از انقلاب اسلامی، در ٧٠سن سالگی در اثر بيماری سرطان در ايالت نيوجرسی در آمريکا درگذشت. پورشريعتی در 20 سالگی با کار در روزنامه اطلاعات وارد دنيای روزنامه نگاری شد. پس از آن در روزنامه آيندگان، راديو - تلويزيون ملی ايران و خبرگزاری پارس مسئوليت هايی داشت. هوشنگ پورشريعتی در اين اواخر در حال نگارش کتابی درباره نقش وسائل ارتباط جمعی در وقايعی بود که به انقلاب اسلامی سال 1979 ايران منجر شد. يادداشت زير را سيروس علی نژاد به ياد او نوشته است:

هوشنگ پور شريعتی روزنامه نگار بود اما روزنامه نگاری معنای عامی است، او خبرنگار بود و در بين خبرنگاران تا آنجا که من ديده ام بجز يکی دو استثنا از همه خبرنگارتر. البته بعدها در دوران پختگی سردبيری يکی دو نشريه را بر عهده گرفت و مدير عامل خبرگزاری پارس شد اما همه اينها از قوه خبرنگاری اش می آمد و البته کاردانی و مديريتش.

در اوايل سال ۴۹ که من وارد روزنامه آيندگان شدم او خبرنگار مشهوری بود. خبرنگار و به گمانم دبير سرويس سياسی روزنامه آيندگان. آن سال، تازه از سفر مصر بازگشته بود و گزارش های سفر خود را می نوشت و چه خوب می نوشت. جمع و جور‏‏؛ پاکيزه و بی حشو و زوايد. ولی يکی دو ماهی بعد از آيندگان رفت و ديگر هم به آيندگان برنگشت. با داريوش همايون به آيندگان آمده بود، و از روز اول انتشار آيندگان با آن روزنامه همکاری داشت و در جمع کسانی بود که آن روزنامه را بنياد گذاشتند.

کار روزنامه نگاری را اما سالها پيشتر از روزنامه اطلاعات آغاز کرده بود. چندين سال در آن روزنامه قلم زده بود تا سالی که گروهی از نويسندگان آن روزنامه خواسته بودند سنديکايی بنياد بگذارند و از حقوق صنفی خود دفاع کنند. عباس مسعودی از اين حرکت خوشش نيامد و آن گروه ناچار سنديکا را بر اطلاعات ترجيح دادند و طريق مبارزه در پيش گرفتند تا بعدها که روزنامه آيندگان پا گرفت وارد آن شدند.

وقتی از آيندگان رفت گويا به شبکه تلويزيونی کشور پيوست اما بعدها که حزب رستاخيز پا گرفت نشريه رستاخيز جوانان را بنياد گذاشت و سردبيری آن را بر عهده گرفت. اين، نشريه ای هفتگی بود که اگرچه نام حزبی داشت ولی در واقع مانند همه مطبوعات ديگر بود و البته دست بازتر داشت و به جوانان می پرداخت. پنج شش ماهی مشغول به آن کار بود که سر از خبرگزاری پارس در آورد و رييس يا چنانکه آن روزها می گفتند مدير عامل آن شد. خبرگزاری پارس آن روزها به غير از سيستم خبری که راديو تلويزيون برای خود داشت، تنها خبرگزاری کشور بود اما بزرگ بود و همه روزنامه های کشور را تغذيه می کرد.

تا زمان وقوع انقلاب به اين کار ادامه داد و بعد از انقلاب ديگر هرگز وارد روزنامه يا مجله ای نشد اگرچه همواره به فکر روزنامه و مجله بود. فکر مطبوعات هرگز رهايش نمی کرد. حتی وقتی وارد آمريکا شد از ذهنش می گذشت که نشريه ای بنياد بگذارد. دو سه بار بطور جدی در اين زمينه به رايزنی پرداخت و وقتی خانه اش را در کوی نويسندگان می فروخت باز به فکر آن بود که پول آن را صرف اين کار کند.

پورشريعتی تنها خبرنگار زبده ای نبود. بعدها در جلسات و گردهمايی های سنديکايی می ديدم که حضوری موثر تر از قلم دارد. با آن جثه کوچک، اعتماد به نفس بزرگی داشت که وقتی پشت تريبون می رفت می توانست افکار عمومی سنديکا را به سمتی که خود فکر می کرد درست است بگرداند يا برخی مسايل را که بين اعضا پيش آمده بود فيصله دهد. اين از طبع ملايم او می آمد، اهل اعتدال بود و در حلقه دوستانش از چپ و راست ديده می شدند. پاکيزه می پوشيد، شمرده سخن می گفت و بر خود مسلط بود.

زاده لاهيجان بود و به سرزمين مادری علاقه وافر داشت و رابطه خود را با اقوام و دوستان و آشنايان شهرستانی حفظ کرده بود. حتی وقتی از آمريکا سفری به ايران می رفت، به شهر زادگاهش سر می زد و انبانی از خاطره همراه می آورد.

سطح کارش او را با سطحی از مقامات و اشخاص در رفت و آمد و نشست و برخاست گذاشته بود که موجب غنای اطلاعاتش در ايام جوانی و سبب غنای خاطراتش در سالهای پختگی می شد. دو سه سال آخر عمر خاطرات خود را بطور مرتب در هفته نامهنيمروز چاپ لندن می نوشت اما اين نوشتن همزمان با آشکار شدن بيماری اش قطع شد.

از سال ۱۳۵۵ که کوی نويسندگان افتتاح شد هوشنگ پور شريعتی با خانواده اش ساکن آنجا بود تا زمانی که به خاطر بچه ها که ديگر بزرگ شده بودند و در آمريکا می زيستند راهی آن ديار شد و در نيوجرسی ساکن گرديد. می خواست نزديک فرهاد و پروانه باشد که در نيويورک بودند و شاپور که در همان حوالی می زيست. به همراه ايران و شيرين به آمريکا رفت اما تا همين دو سال پيش خانه اش را در کوی نويسندگان حفظ کرده بود.

حالا با رفتن او، کوی نويسندگان يکی ديگر از اعضای خود را از دست داده است. از اهالی کوی که همگی از روزنامه نگاران دوران گذشته بودند، چندان رفته اند که چون به واپس می نگريم فکر می کنيم کسی نمانده است. حميد مصدق، هوشنگ حسامی، خسرو شاهانی‏، مهدی بهشتی پور، آندرياس گريگوريان، پرويز ايران زاد، شاپور زندنيا، احمد الوند، مهدی رضوان، جليل خوشخو، يوسف صديقی، حسين رايتی، حسين آل ابراهيم و شايد ديگرانی که نامشان حالا به خاطر نمی آيد، همگی مرده اند و رفته اند اما هيچ کس برای کسانی که دوستش می دارند هرگز نخواهد مرد.

منبع: http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2004/12/041224_la-cy-pourshariati.shtml

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر