دفتر مطالعات و توسعه رسانهها با اهداف كلی انجام و حمایت از تحقیقات نظری و كاربردی و گسترش آموزش در حوزه رسانهها با تأكید بر مطبوعات، انتشار منابع مفید در حوزه مطبوعات و تبلیغات، اعم از تألیف و ترجمه، كمك به رشد و گسترش فعالیت مطبوعاتی و كمك به تدوین سیاستهای مطبوعاتی و تبلیغاتی در سال 1368 زیر نظر معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بنیاد نهاده شد .
دکتر هادی خانیکی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در کنار جمع اساتید حوزه ارتباطات و مطبوعات، یکی از موثرین ترین افرادی بود که برای راه اندازی این موسسه تلاش بسیاری انجام داد. ایشان در صحبت های خود ، روند شکل گیری و انگیزه های به وجود آمدن این مجموعه را شرح میدهد.
- انگیزهها و بستر مناسب برای شکلگیری مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه چطور و در چه جمعی به وجود آمد؟
در زمان مسئولیت آقای خاتمی در وزارت فرهنگ و ارشاد، از آخرین تحولات ساختار اداری، تاسیس معاونت مطبوعاتی بود که اولین نفر هم آقای امینزاده به عنوان معاونت منصوب شد. این دفتر معاونت در حالی تاسیس شد که سه اداره کل در مجموعه ارشاد وجود داشتند که وظایف مشخصی داشتند. مطبوعات داخلی، مطبوعات خارجی و دفتر تبلیغات دولت. به همین دلیل این پرسش به وجود آمد که معاونت مطبوعاتی میخواهد چه کاری انجام دهد. طی سلسله جلساتی که آقای امینزاده با دعوت از دستاندرکاران مطبوعات در عرصه آکادمیک (آموزشی و تحقیقاتی) و تجربی برگزار کرد ، در سال 1368 دو مرکز گسترش آموزش رسانهها و تحقیقات رسانهها تاسیس شد.
- کسانی که در این جلسات حضور داشتند، همان استادان مرکز آموزش بودند؟
کسانی چون دکتر معتمد نژاد، دکتر محسنیانراد، دکتر فرقانی، مرحوم اسدی و بنده و بسیاری از دانشگاهیان امر مطبوعات و صاحب تجربههای این حوزه در کنار هم حضور داشتند که در واقع، مرکز گسترش آموزش و تحقیقات رسانهها به دنبال انتشار فصلنامههای رسانه که اولین نشریه تخصصی رسانهها در ایران بود، به وجود آمد و این نشریه توسط بنده با همکاری مرحوم منصور حسینزاده منتشر میشد. و بالاخره مرکز گسترش آموزش و تحقیقات رسانهها با همکاری عده بسیاری از اساتید ارتباطات و فعالان این حوزه و مشاوران مطبوعاتی مثل آقای مزروعی، پورعزیزی و دکتر آرمین و صاحب تجربههایی چون مرحوم کیومرث صابری، بنیان گذاشته شد .
- اولین چشم اندازهایی که برای مرکز دیده شد، چه پروژههایی بودند؟
پروژههای طرحهای اجرایی با همکاری تمام کسانی که به دایر شدن مرکز رسانهها کمک کرده بودند، آغاز شد. نهادهای موثر دولتی و غیر دولتی در حوزه مطبوعات و ارتباطات شکل گرفت. مثل تاسیس اولین هیئت منصفه مطبوعاتی، انجمن صنفی مطبوعات و برگزاری اولین نشست علمی مسائل مطبوعات و ادامه انتشار فصلنامه رسانه و فعالیتهای مداوم دو مرکز تازه تاسیس مرکز گسترش آموزش رسانهها و مرکز تحقیقات رسانهها.
- چرا این موسسه و مراکز آموزش روزنامه نگاری نظیر این در دانشگاههای ما و به طور خاص در دانشکده ارتباطات علامه طباطبایی شکل نگرفت ؟
پس از انقلاب فرهنگی، رشته ارتباطات منحل شده و تنها به یک گرایش در حوزه علوم اجتماعی تبدیل شده بود . در واقع با پیگیری همان افراد و ارتباطات موثری که با وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای مرتبط داشتیم و همین طور یاری پیشکسوتانی چون دکتر معتمد نژاد، مرحوم بدیعی و دکتر نطقی، این رشته ابتدا در سطح کارشناسی و سپس با یاری همکاران و پیگیریهای بسیار در سطح کارشناسی ارشد و سپس دکترا پی ریختیم .
به رغم این موضوع ، نیاز دورههای آموزش کوتاه مدت را نمیشد نادیده گرفت. چرا که دانشگاه در برگیرنده حوزه آموزشهای رسمی رشته روزنامهنگاری و روابط عمومی بود و ارزیابی اساتید این بود که دانشجویان و علاقمندان به لحاظ تجربی و حرفهای هم مهارتهایی را طی دورههای کوتاه مدت به دست آورند چرا که این وظایف در حوزه وظایف دانشگاهها نبود. پس مرکز رسانهها از سویی با برقراری ارتباطات نزدیکتر با دانشگاه و همین طور نهادهای مطبوعاتی و از سوی دیگر با برگزاری دورههای حرفهای کوتاه مدت توسط اساتید دانشگاهی و مطبوعاتی و هنری، زمینههای کارورزی و اشتغال روزنامهنگاران و دانشجویان حوزه مطبوعات را فراهم میآورد. یعنی علیرغم اینکه اشتغال از وظایف مرکز نبود، اما روابط و زمینه های این امر هم محقق میشد. بنابراین نقش یک رابط و واسطه را بازی میکرد و همین موضوع که تلفیق صاحبان دانش تخصصی و صاحبان تجربه به تدریس مشغول بودند مورد اقبال و استقبال زیادی قرار گرفت و به نظر من تجربه موفقی بود که اگر چه در روند تغییرات ساختاری، مرکز تحقیقات و
گسترش آموزش در هم ادغام شدند اما هنوز با مداومت به فعالیت های خود ادامه میدهد. و اولین تالیفات و ترجمه ها و تحقیقات و انتشارات در زمینه ی روزنامه نگاری زیر نظر این مرکز انجام شد و کارنامه خوبی را میتوان از این دو مرکز به تفکیک و یا به صورت ادغامی مشاهده کرد
- به نظر شما نفس سپردن آموزش روزنامهنگاری و امور مطبوعاتی به دولت آسیبزا نیست؟
این خیلی به نگاه دولت بستگی دارد. زمانی دولت وظیفه خود را تامین زیرساختهایی قرار میدهد که بخش غیردولتی آن امکان را ندارد. و طبیعتاً برای این کار سعی میکند خود نهادهای غیردولتی را دخیل بداند. یعنی نگاه توسعه گرایی دارد. اما زمانی هم وجود دارد که نگاه تمرکزگرا دارد و می خواهد کارهایی را انجام دهد که وظیفه دولت نیست . وظیفه بخشهای غیردولتی است. هر دوی اینها نام دولت را به دوش می کشند اما کارکرد آنها متفاوت است . در دوره مدیریت آقای خاتمی، دولت خود را رقیب بخشهای غیر دولتی نمیدانست. به همین خاطر در حوزه فرهنگ و مطبوعات بسیاری از کارها به بخشهای غیردولتی واگذار میشد. به عنوان مثال با پرداخت هزینههای سنگین تحقیقات و هیئت نظارتی تعریف میشد که خود مدیران مطبوعات بتوانند در آن نقش داشته باشند و یا هیئت منصفه مطبوعاتی که نقش تعدیل کننده داشته باشد. همین طور با سرمایهگذاری در بخش آموزش زمینههای خوبی را ایجاد میکرد تا در دراز مدت نتایج مفیدی به دست دهد. چرا که به دلیل همین اثربخشی در طول زمان، موسسات آزاد مطبوعاتی کمتر به این مقوله میپرداختند. پس دولت با ایجاد بستر لازم در این خصوص فعالیت های آموزشی این حوزه را حمایت میکرد .بنابراین دید و نگاه دولت ها باعث می شود که نوع کارکرد آنها تغییر کند .
- نسبت به این بحث که همین تغییر دولتها باعث افت کیفی مرکز رسانهها و کنارهگیری بعضی اساتید از تدریس شده است، چه نظری دارید ؟
مراکز آموزشی و پژوهشی در بهترین شکل باید مستقل از تغییرات دولت ها عمل کنند . اما مسئله مهم تر این بود که طبق تعریف اولیه، آن مرکز باید وظیفه ی خود را گسترش آموزش بداند . و بتواند در فعالتر کردن مراکز دانشگاهی نقش ایفا کند. و خود را رقیب دانشگاه نداند بلکه درکنار آن به فعالیت در زمینه مطبوعات و گسترش آموزش و نه صرف آموزش بپردازد .
به طور کلی بایددر جهت رفع نقایص گام برداشت و نه اینکه فعالیتها و مداومت آنها را مورد پرسش قرار دهیم. باید فاصلهها را میان مراکز مختلف از میان برداریم و این مهم با حضور فیزیکی در مراکز تصمیم گیری، اجرایی و آموزشی و ایجاد روابط نزدیک میان دانشگاههایی که به مرور زمان این رشته را به رشتههای خود افزودند، به دست میآید . به اصطلاح رقابت در عین رفاقت داشته باشند و این مجموعهها در عین حفظ تمایزها ارتباط خود را قویتر و نزدیکتر نمایند چرا که مسئله اصلی کم کردن شکاف میان حوزه حرفهای و آکادمیک است .
منبع: شماره ۶۹ بولتن انجمن صنفی روزنامهنگاران اسفند ۱۳۸۷
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر