مسعود مهرابی، مدیر مسئول ماهنامه فیلم طی این 28 سال کمتر در جامعه فرهنگی و هنری دیده شد و خودنمایی کرد. او بیشتر کار کرد تا در فقدان حضورش محصولی به بازار فرهنگی ارائه دهد که جامعه سینمایی کشور را سیراب سازد. او در همه این سالها کار و کیفیت تولید و حضور مستمر روی کیوسک مطبوعات کشور و به روز ماندن را پیشه حرفه خود کرده است.
×××
* مدیریت مجله فیلم به نوعی مدیریت ویژه و منحصر به فرد است. سه دوست که طی نزدیک 28 سال در کنار هم به انتشار مهمترین مجله سینمایی ایران پرداختند. در کمتر بنگاه اقتصادی موفقی این نوع ماندگاری را میتوان دید. این روابط چگونه شکل گرفت؟ـ من و آقای گلمکانی در گذشته هم دانشگاهی بودیم؛ او در روزنامه آیندگان و من هم در روزنامه کیهان فعالیت میکردیم. چون ما در دانشگاه رشته سینما میخواندیم، همکاری ما بعدها ادامه پیدا کرد. در سال 60 نشریه ای به نام «جهانگرد» منتشر میشد که آقای گلمکانی در آنجا قلم میزدند و مدیر آن نیز آقای فخری زاده بود. آقایان کریمی، ضرغامی و من نیز با آن نشریه همکاری میکردیم. در همان دوران رسانه ویدئو رونق گرفته بود، آقای کریمی پیشنهاد انتشار «راهنمای فیلم» را دادند و معتقد بودند که به وسیله آگهی میشود آن را رونق داد. در ابتدا ما سرمایه چندانی نداشتیم و تنها یک دفتر در خیابان ویلا اجاره کردیم تا شماره اول را منتشر کنیم. آقای یاری و اسدی آگهی میگرفتند، ما هم مرور فیلمها را مینوشتیم. من و گلمکانی کار گرافیک این مجله را هم انجام میدادیم. مجوز شماره اول را دریافت کردیم اما از چاپ شماره دوم جلوگیری کردند. بعد از مذاکرهای مجوز شماره دوم را هم گرفتیم اما زمانی که منتشر و توزیع شد، ایراد گرفته و آمدند بقیه ماهنامه را بردند. این مقارن با ورود گروه آقای انوار به اداره ارشاد آن زمان بود. ویژگی این دوران ممانعت از ویدئو و گسترش سینما بود.
* تا سالهای میانی دهه 60 نیز پدیده ویدئو مخالفان جدی داشت؟
ـ این مخالفتها تا اوایل دهه 70 ادامه داشت. حتی ما زمانی که آگهی دوربین ویدئو را چاپ کردیم، از سوی وزارت ارشاد اخطار گرفتیم.
* آیا حذف فیزیکی ویدئو کمکی به سینمای ایران کرد؟
ـ تصور میکنم ممانعت از ویدئو برای پیشرفت سینمای ایران یک خطای اساسی بود. همانگونه که استراتژی ممانعت از ماهواره هم دستاورد مطلوبی را به دنبال نداشته است. چون مبارزه با تکنولوژی هیچ گاه اثربخشی لازم را ندارد. بلکه باید با تکنولوژی همراهی کرد و آن از آن خود کرد. به هرحال شماره دو راهنمای فیلم جمع آوری شد.
* ادامه کار چگونه پیش رفت؟
ـ کمی بعد به پیشنهاد من نام نشریه از «راهنمای فیلم» به «ماهنامه فیلم» تغییر کرد؛ برای این کار من به ارشاد رفتم و بالاخره موفق به اخذ مجوز شدم و در واقع اولین مجوز برای انتشار ماهنامه فیلم راگرفتم. سرانجام سال 64 شماره 4 مجله را تحت عنوان فیلم منتشر کردیم.
* در شماره 4 هم سرمقاله آمد.
ـ بله، در همان شماره هدف کلی خود را از انتشار تشریح کردیم. در گذشته مجلههای سینمایی بیشتر فیلمنامه چاپ میکردند. اما این محتوایی نبود که مخاطب به آن علاقهمند باشد. از سوی دیگر، نشریات سینمایی پیش از انقلاب را هم پیش پا افتاده و نازل میدانستیم. چند نشریه سینمایی کوتاه مدت هم منتشر شد که سطح مطالب آنها بسیار روشنفکرانه بود. هدف ما این بود که نه نشریه عوام باشیم و نه نشریه خواص؛ بلکه پاسخ گوی آحاد مردم باشیم. پیشبینی من این بود که کار صعب و دشواری در پیش داریم؛ چون مردم به محض انتشار یک مجله سینمایی فضای پیش از انقلاب برای آنان تداعی میشد. ما براین اساس حرکت کردیم که حداقل در شهر مذهبی قم 500 عدد از این نشریات را بفروشیم و این را موفقیت بزرگی میدانستیم. ما نگاه مثبتی نسبت به نشریات روشنفکری محض و یا عوامگرا نداشتیم. مجله فیلم نمیخواست به یک سمت متمایل شود و تلاش کردیم رویه ایی میان دو گرایش موجود را انتخاب کنیم. همین رویه هم پاسخ داد. مردم و مخاطبان واقعی ما میدانند ما به هیچ سو و جریانی جز صنعت فیلم و سینما گرایش نداشتیم. انگیزه ما تا به امروز ارتقای دانش سینمایی مردم بوده است.
* در همان شمارههای اول از این رویه بازخورد مثبتی دریافت کردید؟
ـ بله، رویه ما پاسخ مثبتی به ارمغان آورد و از شماره 8 به یکباره نماینده قم درخواست 1000 مجله فیلم را کرد و این طبیعی بود، چون آنها نسبت به تهرانیها و یا آبادانیها عطش بیشتری برای خرید مجله نشان دادند. سرانجام نشریه در شماره 10ـ9 به تیراژ 35 هزار نسخه رسید.
* شما فعالیت خود را در مطبوعات با کاریکاتور شروع کردید؛ اما در حوزه سینما ماندگار شدید. چگونه این تغییر حوزه شکل گرفت؟
ـ من در سال 58 و در دوران وزارت ناصر میناچی درخواست مجله طنزی با عنوان «عبید» کردم. نشریه طنز از نظر مردم عالی و از دید آقای میناچی و هیئت دولت رسانه خطرناکی محسوب میشد؛ چون کشور در بستر رادیکالیسم پیش میرفت و کاریکاتور هم ذاتا هنر رادیکالی است. بنابراین فضا و بستر جامعه و نیز ابزار در دست ما میتوانست به مخاطراتی منجر شود ،به همین دلیل اجازه انتشار ندادند. من از همان زمان حوزه نشریه را از طنز و کاریکاتور به مجله سینمایی تغییر دادم.
* مکان تحریریه مجله فیلم طی این ربع قرن چند بار تغییر کرد؟ چه مدت به طول انجامید که شما در مکان ثابتی مستقر شوید؟
ـ ما در تمام این سالها در همین خیابان حافظ و کوچه سام بودیم. البته ـ در روزهای اول ـ غیر از 3 شماره اول که در خیابان ویلا اقامت داشتیم؛ در خیابان فاطمی و در یک زیر پله مشغول بودیم که حتی تلفن هم نداشت؛ اما بعد متوجه شدیم که ادامه این روند دشوار است و در نتیجه با 100 هزار تومان پیش و ماهی 12 هزار تومان همین طبقهایی که مستقر هستیم را اجاره کردیم. بنابراین ما رسما از شماره 5 در همین ساختمان مستقر شدیم.
* چه میزان سرمایه اولیه برای اداره این مجله تهیه کردید؟
ـ تقریبا هیچ.
* هیچ!یعنی هیچ سرمایه ای نداشتید؟
ـ نه، ما تا حدودی زیادی سینما را میشناختیم و به علاوه توانایی داشته و قبلا نیز کار مطبوعاتی انجام داده بودیم. ما تنها 100 هزار تومان پول قرض گرفتیم و زمانی که میخواستیم ماهنامه را چاپ کنیم، کاغذ و لیتوگرافی نداشتیم اما افرادی که با چاپ و لیتوگرافی مرتبط بودند را از مجله «جهانگرد» میشناختیم. به تدریج توانستیم این روند را ادامه دهیم ، استقلال خود را به دست بیاوریم و کاغذ و سایر ملزومات را خریداری کنیم. حتی در سال 63 چون سرمایه ای نداشتم مجبور به فروش کتابهای شخصیام شدم. این تمام هزینهای بود که برای تولد مجله به کار گرفته شد.
* شرکای دیگر شما هم سرمایهای نداشتند. روابط شما هم با شرکای ماهنامه خیلی خط کشی شده و تعریف شده است. حتی خانوادههای شما هم با همدیگر ارتباطی ندارند. آیا تعمدی در این رفتارها وجود دارد؟
ـ من تصور میکنم که در یک فعالیت حرفهای این نوع رفتار درست است. من حتی با هیچ تهیه کننده، بازیگر و کارگردانی مراودهای ندارم. چون معتقدم به محض اینکه رابطهای برقرار میشود، به موازات آن انتظارات هم شکل میگیرد و شاید باعث جهتگیری ذهن ما به سمت و سوی خاصی شود و مجله تحت شعاع این انتظارات و توقعات قرار گیرد. ممکن است همکاران دیگر آزادتر رفتار کنند اما بنده به عنوان مدیر مسئول مجله چنین رابطهای ایجاد نمیکنم. از سوی دیگر، اگر پای خانوادهها به میان کشیده شود، طبیعی است که خانمها و یا افراد خانواده میخواهند اعمال سلیقه کنند و تعدد سلیقهها هم مجله را با مشکل مواجه میکند. زمانی که پای مسأله فرهنگی و منافع یک ملت به میان میآید، به راحتی نمیتوان همه چیز را دست خوش احساسات کرد. به نظر من در سایر قسمتها هم این مسأله صادق است و نباید همه چیز را عشیرهای کرد. یکی از دلایل تداوم ما همین فاصله گذاریهاست. این فاصله و حرمتگذاری بهصورت ویژهای بین من و همکارانم وجود دارد و روابط ما تابع نظم است و این راجع به نویسندگان مجله هم صدق میکند. بعضی اوقات آقای گلمکانی خواستار چاپ مطلبی در مورد فیلمی هستند که من تمایلی به آن ندارم و معمولا اگر غیرمتعارف و خارج از قانون مطبوعات نباشد، آن را میپذیرم. اما مطالبی هم بوده است که من مخالف آن بودهام و بعدها دوستانم به صحت عقیدهام پی بردند. من معتقدم که مطلب را نباید در لحظه دید بلکه باید به سالها بعد اندیشید. در حقیقت باید اثری را تولید کرد که پس از گذشت 10 سال هنوز از حیث تاریخ سینما جذابیت داشته باشد.
* نگرش شما حتی نسبت به فضای امروز هم کلاسیک است. مجله فیلم هیچ گاه درگیر جو حاکم بر مسائل روز نشده است.
ـ کاملا درست است. اگر مطلبی دستخوش جو روز باشد، آن را چاپ نمیکنیم، اگر هم چاپ کنیم کوشش میکنیم تا حدی نشانی از روزگار خودش در آن باشد.
* این تجربه با چه معیار و ظرفیتی دنیای حرفهای شما را شکل داد؟
ـ مطالعه تاریخ، تجربه، مشاهده و شناخت جامعه ایرانی.
* مجله فیلم نسبت به فضای فرهنگی جامعه جامع نگر است و به تصورم ماهنامه شما در این فضا تأثیرگذار است. چگونه بازخورد این واقعیت را دریافت میکنید؟
ـ البته ما هم اکنون در فضای فرهنگی حاکم بر کشور خیلی هم تاثیرگذار نیستیم. اما واقعیات موجود را از سوی خوانندگان و نامههای آنها به مجله دریافت میکنیم. در این نامهها و بازخوردها دریافتیم که باید میانهرو باشیم. در ایران اساسا میانهروی پاسخ گوی همه مسائل است. اگر به دوره مشروطیت و دورههای گذشته و حتی پیش از اسلام برگردیم، مشاهده خواهیم کرد که در این منطقه از جهان تنها میانه روی پاسخ گوست؛ چون آب و هوای معتدل این منطقه از جهان، خلق و خوهای مختلفی را میآفریند. اگر تند روی کنیم، خواننده خود را از دست میدهیم؛ به علاوه مجله فیلم همان مجله دهه 60 نیست و اصلاحاتی در آن صورت گرفته است؛ بعضی از نوشتههایی که در حال حاضر منتشر میشود درگذشته امکان انتشار نداشت. الان این موضوع دیده نمیشود چون زمان زیادی از آن میگذرد. این تحول در حال شکلگیری است، اما اگر در این میان بتوانیم فضای خالی میان رأس و عامه مردم را پر کنیم، به راحتی میتوانیم به پیشرفت برسیم. سعی ما بر این است که فاصله خود را با دیگران حفظ کنیم اما پرچمدار نباشیم. فاصلهگذاری را من دلیل تاثیرگذاری ماهنامه فیلم میدانم.
* در جامعه مطبوعاتی ایران این موضوع بسیار نادر است که یک نهاد و موسسه فرهنگی استحکام و انسجام خود را حفظ کند و تغییرات جدی در درون خود شکل ندهد. شما همیشه در طول این 28 سال 15ـ10 درصد حاشیه داشتید و 80 درصد بدنه کار را به همین صورت موجود ادامه دادهاید. چه نوع سیاستگذاری وجود داشته تا این مجموعه 3 نفره هم چنان چارچوب و انضباط خود را حفظ کند؟
ـ شاید این موضوع به جدی و خشک بودن و انضباط حرفهای خودم برمیگردد. اگر من مدیر مجله فیلم نباشم و فیلمسازی مرا دعوت کند، دعوت او را اجابت میکنم. اما در حال حاضر به عنوان مدیر مسئول چنین رفتاری از من سر نمیزند. من سعی نمیکنم در محافل سینمایی به عنوان یک مدیر مسئول حضور داشته باشم. حضور من باید در نشریه من پررنگ باشد. اگر بخواهم ماهنامه را جدی بگیرم، دیگر مجالی برای حضور در فضاهای فرهنگی پیدا نمیکنم. من انضباطی را که با آن رشد یافتهام در ماهنامه تعمیم دادم. در بخشهایی سعی کردیم که یک نوع مبادله بین ما انجام شود؛ مثلا اگر کسی بخواهد وام بگیرد با نظر هر سه ما صورت میگیرد. در اینجا نقشهای خوب و بد بین ما تقسیم شده است. من اغلب نقش منفی را در ماهنامه ایفا میکنم. این را به جان خریدم که این نقش را من بازی کنم.
* با سوابق درخشانی که در جامعه فرهنگی داشتید تصور نمیکردم چنین روحیاتی داشته باشید. شاید به لحاظ شخصیتی و جایگاه فرهنگی متاثر از پرنسیب و مکاتب آموزشی فرانسه باشید. تصور میکنم ماهنامه فیلم هم تاحدی متأثر از مجله سینمایی کایه دو سینما باشد؟
ـ من این اثرپذیری ـ کایه دو سینما بر ماهنامه فیلم ـ را به دشواری میپذیرم. چون من به زبان فرانسوی مسلط نیستم. اما در دنیا تفکر ، رویه ما کم و بیش در بین نشریات معتبر وجود دارد. مثلا مجلهای بنام «سینه آس» که دو سال پیش سالگرد چهل سالگی آن بود، مدیر آن در جشن چهل سالگی به این اشاره کرد که همانند ما از نشریه دانشجویی آغاز کرده بود و شماره نخست آن به صورت پرینت در بین دانشجویان توزیع شده بود. آنها هم ضدهالیوود بودند و می خواستند در حوزه انتشار خود متفاوت باشند. به تدریج این روند ادامه پیدا کرد و در حال حاضر هم یکی از نشریات معتبر است. این در مورد مجله های جمکات، کایه دو سینما و ماهنامه فیلم آلمان هم صادق است. البته یادتان باشد که کایه دوسینما مربوط به روزنامه لوموند است. لوموندیها چندسال پیش متوجه اصول و موازین تفکر حاکم بر آن شدند، آن را خریدند و آن را حفظ کردند.
* اما ماهنامه فیلم به دنبال نشریاتی چون پوزیتیف (Positive) و یا ماهنامه مووی (Movie) هم نرفته است.
ـ پوزیتیف کمی اصولگراتر و بستهتر عمل میکند. این درست است که نقدهای خوبی دارد اما از همان ابتدا همینگونه بود و به نظرم بیش از حد اصولگراست؛ ولی در کایه دو سینما به تدریج منتقدهای جوان هم قلم میزنند و برای آن مینویسند. این دقیقا شبیه همان کاری است که ما در ماهنامه فیلم انجام میدهیم و زمانی که مشاهده میکنیم نویسنده جوان استعدادی دارد به او میدان میدهیم؛ اول خبررسانی و بعد هم تهیه گزارش را به او محول میکنیم؛ به تدریج هم نقد کوتاه و بلند را به عهدهاش واگذار میکنیم. به هرحال نمیشود گفت ما چندان پیرو کایه دو سینما هستیم.
* اما همچنان شباهتهایی هست؟
ـ نه، حتی زمانی که سردبیر کایه دو سینما به ماهنامه فیلم آمد از وسعت فضا تعجب کرد و گفت: "فضای کایه دو بسیار کوچک است و معمولا روزنامه نگاران کایهدو نقدهای خود را ایمیل میکنند و خیلی کم یکدیگر را ملاقات میکنند." اما ما به این شیوه عمل نمیکنیم و من فکر میکنم فرهنگ ما ایرانی ها در همین شیوه رفتاری بازتاب پیدا میکند.
* این فضای میانهروی تا چه حد برآمده از فضای مطبوعاتی ایران است که باید در آن به آرامی حرکت کرد. اگر شما در یک فضای کاملا آزاد مطبوعاتی بودید آیا هم چنان همین روند را ادامه میدادید و یا تغییری در آن ایجاد میکردید؟ اصلا تبدیل به مجله جنجالی میشدید؟
ـ نه، من بارها این موضوع را به دوستانم گفتهام که روش کار ما در همه حال همین خواهد بود.
* پس این فضا مربوط به شماست و متأثر از بیرون نیست؟
ـ اگر رژیم گذشته هم بود ما همین رویه را انتخاب میکردیم؛ مگر این که امکان انتشار را برای ما بسیار محدود میکردند. بنابراین ما سعی میکنیم که حدمیانه را حفظ کنیم. البته شاید به دلیل شرایط خاص مجبور باشیم که کمی به چپ و یا راست متمایل شویم، اما باید در یک راستا و با کمترین انحراف مسیر ماهنامه را امتداد دهیم. مثلا زمانی که آقای خاتمی کاندیدای ریاست جمهوری شدند، یکی از دوستان نزدیک ایشان خواهان ترتیب مصاحبهای با ماهنامه فیلم شدند. ما پذیرفتیم اما پیغام دادیم که علاوه بر مصاحبه در مورد سینما، نقد هم به ایشان داریم و آنها هم پذیرفتند، ما شرطی هم مبنی بر مصاحبه همزمان با ناطق نوری گذاشتیم و میخواستیم این دو مصاحبه همزمان انجام شود و آن را چاپ کنیم و اگر امکان آن میسر نشد موضوع اساسا منتفی شود. همکار ما محمد آقازاده وعده دادند که مصاحبهایی را در سفر به مسکو با آقای ناطق نوری ترتیب دهند اما ایشان مصاحبه نکردند. بعدها در پاسخ به گلهای از سوی دوستان آقای خاتمی گفتم "ماهنامه فیلم خط مشی میانهروی را برگزیده و هرگز با موجهای سیاسی ذوق زده نخواهد شد."
* طی نزدیک به 28 سال وضعیت تیراژ ماهنامه فیلم چگونه بود. افت و خیزها و فراز و نشیبهای آن در چه سطوحی است؟
ـ در ماههای نخست انتشار ماهنامه 4000 و 6000 تیراژ داشتیم و به همین ترتیب هم افزایش یافت.
* در چه سالهایی؟
ـ همان سالهای63 ـ 62 و در شماره 9 ماهنامه که نوروز منتشر شد، تیراژ مجله به 35 هزارنسخه رسید.
* 35 هزار نسخه در سال 62؟
ـ بله، چون در جامعه نشریهای تحت عنوان فیلم، سینما و تلویزیون وجود نداشت.
* این وضعیت در سالهای بعد چگونه بود؟
ـ نقطه اوج تیراژ ما زمان موشکباران در سال 66 بود.
* در چه میزان تیراژ؟
ـ به 65 هزار نسخه رسید.
* چرا در این سال تیراژ به این تعداد رسید؟ ارزیابی شما از این افزایش چه بود؟
ـ به دلیل موشکباران شهرها مردم به درون پناهگاهها هدایت شده بودند. پناه بردن مردم به پناهگاهها، کمبود امکانات برای رفتن به سینما و ایجاد دلمشغولی در داخل پناهگاهها از جمله دلایل اصلی آن بود. مردم رویای فیلم و سینما را با خود به درون پناهگاهها میبردند. این وضعیت تا پایان جنگ کم و بیش وجود داشت و با پایان یافتن جنگ از میزان تیراژ هم کاسته شد.
* در سالهایی که آقای خاتمی وزیر فرهنگ بودند چه وضعیتی داشتید؟
ـ ایشان تا حدودی مطبوعات را توسعه دادند. آقای احمد ستاری در همان ابتدا سردبیران نشریات مختلف شامل آدینه، حمل و نقل، دنیای سخن، دانستنیها و ماهنامه فیلم را دعوت کردند. در نخستین گردهمایی متوجه شدیم که تیم جدید وزارت ارشاد دیدگاههای بسیار به روز و مقبولی دارد. با ورود احمد ستاری به عنوان معاون مطبوعاتی، به تدریج فضای ارشاد تا حدودی بازتر شد که من هم بخشی از برنامه هایم را به آنها دادم. ما می خواستیم که تولید و توزیع در دست مدیران مطبوعات باشد. از سوی دیگر، از وزارت ارشاد خواستیم هر پولی که به مطبوعات پرداخت می کند آشکارا اعلام کند و بگوید به چه کسی چه چیزی می دهد؟ خوشبختانه آنها نیز موافقت کردند. ما همزمان تعاونی مطبوعات را فعال کردیم و برای این کار ابتدا همه به یکی از مدیران ارشاد رجوع می کردیم و به ایشان گفتیم که نمی خواهیم تعاونی سیاسی باشد. پرسیدند برنامه شما چیست؟ گفتیم ما باید هر کدام واحد لیتوگرافی و دکه مطبوعاتی مخصوص به خود را داشته باشیم.
* این کیوسک چه نقشی را ایفا میکرد؟
ـ این کیوسک مرجوعی هر نشریهای را در خود نگهداری میکرد و مردم میتوانستند شماره گذشته را از آن بخواهند.
من حتی ایده ای برای تقویت تعاونی به وزارت ارشاد دادم. ایده این بود که ما غیر از کارهایی که برای اداره تعاونی مطبوعات انجام میدهیم، باید روزنامهای مختص نیازمندیها تشکیل دهیم و در دوماه اول به طور رایگان آگهی بپذیریم. از این طریق ما میتوانیم آگهیهای روزنامههای دیگر را جمع کنیم و در ماه سوم از آگهیدهندگان بخواهیم 20 درصد از هزینه را تقبل کنند و با وابستگی آنها همه بخشها روزنامه توسعه پیدا میکند. این ایده بعد از مدتها در روزنامه همشهری به بار نشست.
* در حال حاضر وضعیت تیراژتان چگونه است؟
ـ وضعیت تیراژ کنونی ماهنامه فیلم معمولی است.
* چرا تیراژ ماهنامه به مرور افزایش نیافت و شما به عنوان یک بنگاه اقتصادی توسعه و گسترش نیافتید؟
ـ بحث مهم این است که ما بسیار وابسته به سینمای ایران هستیم. اگر مانند دهه 60 و 70 فیلم های مناسب و مطلوبی ساخته شود، مطالب ماهنامه هم جذاب شده و به فضا رونق داده میشود. رونق ما به رونق فرهنگ سینمای این مملکت بستگی دارد؛ ما تا اندازهای دوست داریم سینما رونق داشته باشد که دیگر جایی برای صحبت از سینمای جهان نباشد و جداگانه در ضمیمه ماهنامه به آن بپردازیم.
* این پتانسیل وجود دارد؟
ـ بله، اگر اینجا آمریکا بود و این مقدار انرژی برای کارمان صرف کرده بودیم، تا به حال مانند مجله تایم شده بودیم. در حال حاضر ما باید روزنامه، هفته نامه، فصلنامه و انتشارات مربوط به کتاب میداشتیم. بنابراین تیراژ ما کاملا متأثر از سینما و وضعیت حاکم بر جامعه ماست. و مردم پس از رویدادهای اخیر کمتر به سینما میروند و وضعیت جشنواره هم امسال بهتر از آن نبود.
* آقای مهرابی به غیر از آقایان حمیدرضا صدر، محمدحقیقت و هوشنگ راستی که خودشان با خارج از کشور در ارتباطند، یا مقیم کشورهای خارجی هستند تا به حال اتفاق افتاده است که ماهنامه برای سفرهای خارجی روزنامه نگاران هزینه کند؟
ـ خیر، در هیچ موردی این هزینه ها را متقبل نشدیم. من و سایر همکاران به هزینه خودمان به این سفرها میرویم.
* ماهنامه توان پرداخت این هزینه را ندارد و یا اساسا اعتقادی به این نوع خدمات دهی ندارید؟
ـ نه، معمولا اگر کسی بخواهد به سفر هنری برود، ما به او نامه میدهیم و به جشنواره معرفی میکنیم. اگر جشنواره از لحاظ کارکرد در سطح مقبولی باشد، روزنامهنگار هزینهای نمیپردازد و تنها ارائه کارت کافی است. به علاوه آنها هتل را هم رزرو میکنند. البته هزینهها متفاوت است، اما زمانی که مدیریت ماهنامه برای سفر خارجی هزینه کند، نویسندگان برای آن پول گزارش تهیه میکنند. بعدها این موضوع انشقاق، تشتت و اختلاف ایجاد میکند و افراد انتظار دارند یکی بعد از دیگری به سفرهای خارجی بروند.
* در واقع شما معتقدید که با این هزینه ها اشتیاق و ذوق افراد از بین می رود و شما بین فردی که با هزینه شخصی میرود و کسی که به خرج مجله میرود، تفاوت قائل میشوید؟
ـ یکی از دلایل این نوع سفرها آشنایی با آخرین تحولات سینمای جهان است. مثلا زمانی که خودم میروم، روزی 5 الی 6 فیلم میبینم و در روزهای بعد به دلیل خستگی ذهنی تنها یادداشت برداری میکنم. هدف ما این است که اگر مطلبی راجع به سینمای جهان نوشته میشود با آن آشنا بوده و قدرت تشخیص داشته باشیم؛ نباید افراد متنی را بدون مشاهده فیلم ترجمه کرده و به نام خود ثبت کنند؛ ما باید با این فیلمها و فضای آنها آشنا شویم. اکثر افرادی که برای ما مینویسند یا مقیم خارج هستند و یا با مراکز هنری غرب در ارتباطند. همان طور که میدانید آقای هوشنگ راستی در ترکیه و محمد حقیقت در پاریس زندگی میکنند. آقای صدر هم با لندن در ارتباط بوده و دائما در حال رفت و آمد هستند.
* روزی از یکی از همکاران شما پرسیدم آیا ماهنامه فیلم هزینههای سفر شما را تأمین میکند؟ ایشان گفتند: اگر حق التحریر همه سالهای من در ماهنامه فیلم را جمع کنید به اندازه یک بلیت رفت من به لندن نمیشود .
ـ درست و کاملا حقیقت را گفتهاند. من این کار را نمیکنم. من معتقدم در خلق آثار هنری همه عناصر برآمده از احساس ماست؛ من معتقدم اگر ما برای پول کتاب بنویسیم، اصلا موفقیتی کسب نمیکنیم. یکی از دلایل افت مجله فیلم نسبت به دهه 60 و 70 این است که بسیاری دیگر برای مخاطب نمینویسند بلکه برای خودشان مینویسند. منیت و خویشتن خواهی در برخی از مطالب ماهنامه مشخص است. در گذشته هم اوضاع به شیوهای بود که هیچ کس درمجلههایی مانند فردوسی، رودکی و سخن پول دریافت نمیکرد.
* مرحوم همایون صنعتی زاده نقل میکند که برای خرید یک دستگاه چاپ به یکی از کشورهای اروپایی رفته بود، از دست اندرکاران چاپ آن کشور خواست که از یک تشکیلات بزرگ چاپ بازدید کند. آنها او را به روستایی بردند و در آن روستا تشکیلات بسیار بزرگ چاپ و نشر مستقر بود. این چاپخانه تنها حدود 800 نفر ویراستار داشت. عقیده من این است که احتمال دارد روزنامه نگار در طول ماه دو گزارش بنویسد اما مانند روزنامهنگاری که در لوموند فعالیت میکند باید هزینه زندگیاش تامین شود.
ـ در آنجا هم این چنین نیست. معمولا کسی که برای کایه دو سینما مینویسد، در جاهای دیگری هم کار میکند. مثلا کار کتاب انجام میدهد و فیلم تحلیل میکند.
* یک صفحه در مجله فیلم چه میزان حق التحریر دارد؟
ـ برای کسی که مطلب برآمده از دلش باشد و یا فرد خاص و ممتازی باشد، تفاوت قائل میشویم. وقتی ما از آیدین آغداشلو مطلب میگیریم، نمیتوانیم حق التحریر او را صفحه ای 30 هزار تومان محاسبه کنیم. میانگین پرداخت ما 25 هزار تومان است و این با توجه به آمار پرداختی نشریات دیگر کم نیست. مثلا هوشنگ راستی در ترکیه اقامت دارد و به حق التحریر ماهنامه فیلم احتیاجی ندارد اما حتما حق التحریر ایشان را میپردازیم. مثلا پارسال حدود 1 میلیون و 200 هزار تومان از ابتدا تا پایان سال به ایشان پرداخت کردیم. ما حق التحریر را میپردازیم حتی اگر بسیار ناچیز باشد. بسیاری از افراد به ما مطلب داده اند اما با وجود تماس چندباره ما، نیامدهاند که حق التحریر خود را دریافت کنند. بنابراین اگر مطلب برآمده از دل باشد، طبعا مجله خواندنی میشود.
* شما چه تعریفی از مخاطبان خود دارید و فکر میکنید مخاطبان شما چه کسانی هستند؟
ـ مخاطبان ما تقریبا افراد فوق دیپلم و لیسانس هستند. 8 درصد از خوانندگان ما راهنمایی به بالا و 8 درصد دیگر پزشک هستند اما میانگین مخاطبان ما لیسانسیه هستند. حتی افرادی که کارمند و کارگر ساده هستند اما جشنواره فجر برای آنها مهم است جزو مخاطبان ماهنامه فیلم محسوب میشوند.
* در حال حاضر چند نفر در تحریریه حقوق ثابت می گیرند؟
ـ لیست بیمه ما چیزی در حدود 18 تا 20 نفر است.
* چند نفر کار اداری انجام میدهند؟
ـ کادر اداری ما زیادند. دو پیک، سه منشی، یک حروفچین، سه گرافیست، یک حسابدار دائم و یک مسئول امور مالی، افرادی هستند که بافت اداری ما را تشکیل میدهند.
* روزنامهنگار چه طور؟
ـ حدود 4 نفر از بخشهای مربوط به رویدادهای ایرانی ماهنامه ثابت هستند.
* شامل چه کسانی میشود؟
ـ آقایان قطبی زاده، شجری کهن و... در بخش سینمای جهان هم کسانی داریم که کارشان بسیار خوب است اما تمایل دارند آزاد کار کنند اما مبلغ خوبی به آنها پرداخت میکنیم.
* متوسط حقوق پرداختی شما در حال حاضر چه میزان است؟
ـ تقریبا بالاست.
* منظورم نویسندههاست.
ـ نویسندهها به طور متوسط ماهی 600 هزار تومان دریافت میکنند.
* میزان پرداخت شما به کارمندان چه میزان است؟
ـ چون مجله فیلم قدیمی است، کارمندان آن هم به تدریج بازنشسته میشوند. به همین دلیل ما باید 30 ماه حقوق میدادیم. بنابراین از 4 سال پیش به تدریج شروع به بازخرید کردن آنها کردیم و با اینکه رقم هنگفتی بود، 20 سال خدمت حسابداران و کارمندان را خریدیم. به غیر از سال 88، 3 سال بقیه را خریدیم؛ چون حقوق این افراد از 140 یا 150 تومان شروع شد و میانگین حقوقشان بسیار بالاست. تصور میکنم برای عید امسال با در نظر گرفتن کارمندان، اضافه حقوق و غیره نزدیک به 28 میلیون تومان مجموعا باید پرداخت کنیم. پارسال 22 الی 23 میلیون صرف عیدی،حقوق دوبرابر شد؛ اگر بخواهیم این یک ماه را هم حساب کنیم هزینهها افزایش مییابد.
* به نظر میرسد سازمان آگهیها متفاوت از این مجموعه است؟
ـ سازمان آگهیها متفاوت نیست اما مستقل است.
* به عبارت دیگر آنجا هزینه پرداخت نمیکنید؟
ـ چرا، مقدار کمی مربوط به واحد آپارتمانی است که در اختیار آنهاست.
* مسئول آن حقوق بگیر ثابت این مجموعه است؟
ـ هم حقوق بگیر و هم پورسانت بگیر است.
* سازمان آگهیها چه درصدی از مجموع هزینههای این مجله را پرداخت میکند؟
ـ شاید 30 درصد.
* یعنی مجموع این کار 30 درصد سود دارد؟
ـ بله، به دلیل اینکه آنجا هزار نسخه از ما مجله میگیرند و عین همان را پخش میکنند؛ چون می خواهند آگهی جذب کنند. 1000 تا 1000 تومان یک میلیون تومان و 16 شماره 16 میلیون تومان میشود. به علاوه قسمتی از هزینهها صرف کتاب سال، تقویم، کارت تبریک و آگهی برای نمایشگاههای مختلف میشود. امسال چندان وضع مناسبی نداشتیم و به دلیل اتفاقاتی سیاسی شاید این مقدار به 18 یا 15 درصد برسد.
* در اغلب مطبوعات ایران و جهان در ابتدا عدهای کار را با هم شروع میکنند اما در بین راه اتفاقاتی میافتد و برخی از مجموعه روزنامه جدا میشوند اما کار همچنان ادامه دارد. من در قسمت های مختلف از صحبتهای شما ادلههای جابجایی روزنامهنگاران را دریافت کردم؛ اما دوست دارم یک تعریف دقیق از جابجایی آدم های مختلف در ماهنامه فیلم را به ما ارائه دهید.
ـ به نظر من باید از دیدگاه مثبت به این قضیه نگاه کرد. افراد بسیاری در مکتب مجله فیلم رشد میکنند. در حال حاضر آقایان علی معلم، شهرام جعفری نژاد، علی طالبی نژاد و غیره هرکدام برای خودشان یک مجله منتشر میکنند. همه این ها روزنامه نگارانی بودند که برای مجله ما می نوشتند. بسیاری از کسانی که در تلویزیون نقد و بررسی میکنند از مکتب مجله ما خارج شده و تکثیر شدهاند.
* اگر شما برای سالگرد خود فراخوان داشته باشید، این افراد میآیند؟
ـ بله، ما حدود دو یا سه ماه پیش جشنی گرفتیم که همه افراد در صورتی که مشکل نداشتند، در آن حضور یافتند.
*آیا اتفاق افتاده است که برای یک گروه 5 یا 6 نفری مشکلی ایجاد شود که دیگر نیایند؟
ـ بله، در آن زمان که دنیای تصویر به وجود آمد این اتفاق افتاد.
* در نشریه سینمایی هفت هم همین جریان پیش آمد؟
ـ نه، چون آقای طالبی نژاد تصور میکرد که آقای اسلامی میتواند کمکش کند، بنابراین با یکدیگر همکاری داشتند.
* چه درصدی از روزنامه نگاران ماهنامه فیلم در ابتدا تاسیس بودند اما در حال حاضر نیستند؟
ـ کم نیستند. تعداد زیادی هستند.
* بالای 80 درصد هستند؟
ـ نه، بعضی مهاجرت و برخی هم از دنیا رفتهاند و برخی دیگر هم انگیزهای برای نوشتن ندارند. خود من بسیار زیاد نوشتم و نمایشگاه برگزار کردم، اما وقتی انتهای کار برای من یکنواخت میشود، عرصه را برای ورود جوانان باز میکنم.
* نسلهای قبلی مطبوعات مانند دکتر خانلری، مصباح زاده و علی بهزادی یک نوع سرمایه گذاری معنوی بر روی روزنامهنگاران داشتند. اما حالا سالهاست که این نوع سرمایهگذاریها به جهت وضعیت اقتصادی و بافت فرهنگی امروزی دیگر مرسوم نیست. میخواستم بدانم هیچ وقت چنین تفکری در ذهن شما متبادر شد؟
ـ حتما وجود داشته است؛ نویسندگان زیادی در ماهنامه فیلم کشف شدند و در مکتب مجله فیلم رشد کردند. در حال حاضر اغلب نویسندگان ماهنامه ما منتقد تلویزیون بوده و دست پرورده این مکتب هستند. همین سابقه و صبغه فیلم در روند کاری بسیاری از روزنامهنگارانی که نام بردم یک نوع سرمایهگذاری معنوی است.
* اگر 28 سال پیش این انگیزه و ذوق در شما وجود نداشت، آیا فکر میکنید که باز هم روزنامه نگار میشدید؟
ـ انگیزهام دقیقا در تحصیل دانشگاهی، روزنامهنگاری بود؛ چون زمانی که رفتم امتحان هنرهای دراماتیک را بدهم، آقای پرویز شفا و هوشنگ کاووسی از من پرسیدند چرا میخواهی سینما بخوانی؟ گفتم، من فیلم ساخته ام اما نمیخواهم فیلمساز شوم. من در حقیقت آمادهام که نویسنده سینمایی شوم و هدفم این است که اول این موضوعات را یاد بگیرم تا بتوانم به خوبی در مورد سینما بنویسم که در نهایت آقای شفا من را پذیرفتند.
منبع:
http://www.hamshahritraining.ir/news-2982.aspx
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر