احمدرضا دريايي در سال 1320 در رشت به دنيا آمد و روزنامهنگاري را از سال 1338 با نشريه فردوسي آغاز كرد.
دريايي آن موقع تنها 18 سال سن داشت و اگرچه عضو رسمي اين نشريه نبود اما بهطور دائم در محل نشريه حضور داشت و در حوزه ادبيات بهويژه شعر نو فعاليت ميكرد.
از سال 1350 كار خودش را با سرويس شهرستانهاي روزنامه اطلاعات آغاز كرد. او در آن سالها دوران سربازي خود را در بندر انزلي ميگذراند و البته در كنار سربازي با روزنامه اطلاعات نيز همكاري ميكرد.
دوران نوجواني احمدرضا دريايي در بندر گز گذشت. پدر او كارمند راهآهن بود. به همينخاطر همواره مجبور بود همراه با خانوادهاش به شهر ديگري نقلمكان كنند. دريايي پس از طي دوره سربازي به تهران آمد و در پايتخت ماندگار شد.
او در تهران كار خودش را با روزنامه اطلاعات ادامه داد و به سرعت به عنوان يك روزنامهنگار جوان نظر سردبيران روزنامه اطلاعات را به خودش جلب كرد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، احمدرضا دريايي، بيژن نفيسي، رحيميان و حيدري بهعنوان اعضاي شوراي سردبيري روزنامه انتخاب شدند. اما حضور دريايي در اطلاعات ديري نپاييد و او ابتدا مجبور شد براي مدت كوتاهي در يكي از دفاتر نيازمنديهاي اطلاعات در ميدان تجريش مشغول به كار شود. اما كار جديد هيچ ارتباطي با علايق دريايي نداشت. بنابراين دفتر نيازمنديها را هم خيلي زود ترك ميكند.
يكي از شناسنامههاي كاري دريايي نشريه «هدف» است. نشريه فرهنگي، اجتماعي، هنري و ورزشي كه به صورت هفتهنامه هر چهارشنبه منتشر ميشد. دريايي در مدت 5 سالي كه سردبيري هدف را به عهده داشت اين هفتهنامه گمنام را به يك نشريه خوب و پرتيراژ تبديل ميكند.
دريايي پس از بيرون آمدن از هدف به هفته نامه آينه رفت و دو سال سردبير اين نشريه بود. آيينه هم يك هفتهنامه با موضوعهاي اجتماعي و ورزشي بود كه در دوران سردبيري دريايي گل كرد، اگرچه نتوانست به پاي موفقيتهاي هدف برسد. فعاليت دريايي در آينه با راهاندازي روزنامه همشهري مصادف شد.
دريايي ميگويد: يك روز در آيينه بودم كه احمد ستاري به ديدنم آمد، گفت ميخواهيم يك روزنامه چهاررنگ منتشر كنيم كه نخستين روزنامه رنگي كشور ميشود. پرسيد هستي؟ گفتم هستم و آمدم همشهري.
شرح وظايف دريايي در همشهري گسترده بود و از نوشتن مطلب و ويرايش مطالب تا تاييد صفحات، سوژهدادن به خبرنگاران و عكاسان و بستن صفحه اول را شامل ميشد.
دريايي در سالهايي كه در همشهري بود همواره اولين نفري بود كه به روزنامه ميآمد و آخرين نفري بود كه روزنامه را ترك ميكرد.
لاش دريايي در همه سالهايي كه در همشهري حضور داشت معطوف بر اين بود كه همشهري به ويژه صفحه نخست آن شاد، خواندني و غيرسياسي باشد. به همين خاطر پيگيري مباحث شهري، فرهنگي و محيطزيست براي دريايي اهميت ويژهاي داشت.
دريايي در كنار كار مطبوعات،سردبير موفقي نيز در راديو بود.«راه شب» و «سلام صبحبخير» آثار ماندگار او در راديو است. متن دريايي در اين برنامهها به غايت لطيف و روحافزا بود. چنان زيبا مينوشت كه در مدت كوتاهي مخاطبان بسياري را به خود جذب كرد و برنامههاي او در راديو در صدر فهرست شنيدنيهاي اين رسانه قرار گرفت.
احمد رضا دريايي نيمه آبان سال 82 و به دليل شدت گرفتن بيماري آلزايمر براي هميشه از تحريريه همشهري عالم روزنامه نگاري خداحافظي كرد و در كنج منزل عزلت گزيد.
سال گذشته در مراسم بزرگداشتی كه در انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران برگزار شد از احمدرضا دريايي تجليل به عمل آمد. دريايي به دليل بيماري آلزايمر در مراسم حضور نيافت. چرا كه وي ديگر وضعيت جسمي مطلوبي هم نداشت.
احمد رضا دريايي پس از دست و پنجه نرم كردن چند ساله با بيماري آلزايمر، سه شنبه بيستم فروردين 1387 به ديار باقي شتافت و پيكرش پس از تشييع از مقابل انجمن صنفي روزنامهنگاران در قطعه نام آواران بهشت زهرا به خاك سپرده شد. [احمد رضا دريايي درگذشت]
Ref: http://hamshahrionline.ir/News/?id=51044
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر